محمدحسین توکلی : ویکتور وازارلی زمانی در مورد هنری که خلق میکرد و همچنین در مورد هنر معاصر خود و بعد از آن گفت که
منبع : شرق
دوران هنر انزوا و هنرمند منزوی به پایان رسیده و از این زمان به بعد هنر وارد فاز کاربردی خواهد شد. منظور وازارلی از هنر کاربردی این نبود که هر هنری که خلق میشود به کاری بیاید، مثلا وقتی آن را از دیوار خانهات آویزان کنی به دکوراسیون آن کمک کند یا وقتی آن را میبینی چیزی یاد بگیری، هنر کاربردی که وازارلی از آن صحبت میکرد، معنای کلیتری داشت. او به نوعی از هنرمند درخواست میکرد تا کمی به بینش خود در خلق اثر جهت دهد تا این اثر در کنار زیباییشناسی بصری به صورت موازی زیباییشناسی مفهومی هم داشته باشد و در دنیای مدرن که هر روز شاهد آثار متفاوتی در عرصه هنر هستیم، بتواند سری بلند کند و دغدغههای بصری و فکری انسان معاصر را پوشش دهد.
در دروان هنر معاصر امروزی، شاخههای مختلفی برای هنر تعبیه شده، عکاسی به چندین بخش به صورت تخصصی تقسیم شده و در این میان عکاسی مطبوعاتی به دلیل وسعت موضوعی آن به چندین شاخه تقسیم شده است. سالها پیش که برای اولین بار نشریهای تخصصی به حوزه ایرانشناسی و ایرانگردی به راه افتاد، کسی فکرش را نمیکرد تا این نشریه روزی بتواند به صورت متمرکز به انواع عکس اهمیت ویژهای نشان دهد و تکنیک تجهیزاتی و بصری را به این شکل در جهت نشان دادن یک بنا یا یک زمان مشخص در مکانی خاص کاربردی کند.

رضا مختاری، سردبیر مجله «سرزمین من» در مورد عکسهای نمایشگاه اخیر که ادامهای بر فعالیت نمایشگاهی مجله سرزمین من است میگوید: «اوایل از عکاسان مختلفی را برای عکاسی در نشریه دعوت به کار میکردم و زمانی که مورد خاص مدنظرم را برایشان توضیح میدادم، بعضی از آنها شانه خالی میکردند و این شانه خالی کردن یا به دلیل نبود تجهیزات کافی بود و گاه به این دلیل که عکاس نمیخواست تجربهای جدید کسب کند و برای این تجربهاش شجاعت هم به خرج دهد.»
اولین نمایشگاه عکسهای سرزمین من نقطه بسیار مثبتی در فعالیتهای این نشریه و همچنین در معرفی انواع جدیدی از عکاسی مطبوعاتی بود. «سرزمین من» برای اولین بار نگاه و جایگاه دیگری به عکاسی طبیعت در ایران داد و اگر در این زمینه نقش اصلی را ایفا هم نکرد اما به اندازه خود نقش مهمی ایفا کرد. اگر تا قبل آن عکاسی از ایران، به عکاسی از بناهای باستانی و همچنین حیات وحش که بیشتر با محوریت شکار بودند، خلاصه میشد. امروزه در این مجله خوش آبورنگ عکسها حالوهوای دیگری به خود گرفتهاند و هر کدام از شخصیتها و موجودات آنها نیز دارای سخنی مشخص شدهاند.
مختاری اعتقاد دارد در کنار بناهای باستانی که میراث این مرز و بوم هستند، ایران یک دارایی بزرگ هم دارد، اگر در مکانی زیبا بنایی ساخته شده که جزو میراث ایران به حساب میآید، آن خزنده یا آن پرندهای هم که آن حوالی زندگی میکند، جزو داشتههای ایران است و نه شاید به همان اندازه، اما باید به آن اهمیت داد.
نمایشگاه قبلی سرزمین من با استقبال خوبی مواجه شد و نمایشگاه دوم آنها با موضوعیت مشخصی برپا شده است، نام این نمایشگاه، قصد و نیت برگزارکننده را هم مشخص میکند: شبانه.
تصویری که در مورد عکاسی شب به وجود آمده بیشتر از هر چیزی عکاسی نجوم و عکاسی از آسمان است، در حالی که هوشمندی دیگر در مجموعه این عکسها این است که گستره عکاسی در شب را بیشتر هم کرده و توانسته حتی زمانی هم که قصد عکاسی نجوم بوده، چاشنیهای دیگری به عکس نیز اضافه شود؛ ضمن اینکه در یکی از عکسهای اوشین دانیلی ذاکاریان که سابقه زیادی در عکاسی نجوم دارد، او توانسته در تاریکی محض شب عکسی رنگی و کاملا روشن بگیرد که تصویر را طوری نشان میدهد که به نظر نور، نور روز است. سنت ما، شمعهای کنار نذری هم جزو عکاسی شب آمده، عکاسی از پارک آب و آتش. زنبورداران که فانوس به دست به کندوهای عسل سرک میکشند همگی چه از لحاظ موضوعی و چه از لحاظ تکنیکی تنوع ویژهای به عکسهای نمایشگاه داده است.
این جهتگیری به دید عکاسان و معرفی نوع جدیدی از عکاسی که همزمان با تجهیزات حرفهای و در کنار آن دید هوشمندانه اتفاق افتاده، نقطه مثبتی در عکاسی ادیتوریال ایرانی است و همچنین میتواند نوید این را بدهد اگر عکاسان ما گاه شرایط و گاه تجهیزاتی مشابه موسسههای بزرگ و مجلات بزرگ مانند نشنال ژئوگرافیک ندارند اما میتوانند عکسی خلق کنند که جوهره آن چه از لحاظ زیباییشناسی، چه از لحاظ محتوایی و چه از لحاظ تکنیکی قابل تامل و بررسی باشد.
دومین نمایشگاه «سرزمین من» این بار در فضایی کوچکتر و به فاصله کوتاهی نسبت به نمایشگاه پیشین در کافه عکس برگزار شد.
این متن توسط " سعید فدائیان "در تاریخ 16 بهمن 1390 تنظیم شده است

